حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

کنگره 8000 شهید استان.شهرداری رشت95.2.12

سلام به حنان گلم شهرداری رشت کنگره ی هشت هزار شهید استان رو برپاکرده بود که باباهم اصرار داشت تورو ببره از نمایشگاه بازدید کنی.رفتیم تو هم خوشت اومد.الهی که هیچ وقت هیچ کشوری خصوصا ایران عزیز ما دیگه درگیر جنگ و خونریزی نشه .آمین عکس هارو در ادامه ببین ...
12 ارديبهشت 1395

تولد یازده سالگی95.2.10

لابه لای گل سرخ درمیان کوچه سبز خیال شادیت حس قشنگیست که من میطلبم تاریخ تولد بهانه ایست تا فراموش نکنی آمدنت را.! تولدت مبارک عزیزدل تولدت مبارک عزیزدل مادر یازده سال از اون روز بهاری قشنگ میگذره که خدای خوبم تورو بهم هدیه داد یه فرشته مهربون در میلاد حضرتش برام فرستاد تو شدی عشق من محمد حنان من تمام وجود من همیشه دوستت دارم جونم برات بگه حنان جونم که تولدت امسال افتاد روز دوشنبه از بد شانسی همون روز پکیج خونه خراب شد و مامجبورشدیم یکی دیگه بخریم و نمایندگی بیاد برای نصب.واسه همین مهمونی رو موکول کردیم برای جمعه...
11 ارديبهشت 1395

روز پدرو عکس های متفرقه

سلام گل پسر ناز مامان مرد مردان من روزت مبارک. ازت میخوام همیشه  یک مرد واقعی باشی و حضرت علی ع رو الگوی خودت قرار بدی مرد واقعی اونی نیست که بد اخلاق باشه اونیه که معرفت داشته و دل مهربونی داشته باشه همیشه دعای خیر من پشت سرته تا تو اون چیزی باشی که من همیشه آرزوش رو دارم اگه روزی توی این دنیا نبودم یادت باشه برای شادی من به گفته هام عمل کنی.هیچ وقت دلی رو نشکنی که خانه خداست. حالا بریم سراغ چند عکس یادگاری این عکس ها برای روز پدره که رفتیم خونه آقاجون واین گلدون هم دونه های نارنج مادرجونه که در اومده بودن بیشتر وقتا وقتی میام مدرسه دنبالت یه رانی هلوی ...
4 ارديبهشت 1395

سیزده بدر95(اطراف امامزاده هاشم)

سلام به دردونه ی خونه ی ما سیزده بدرت مبارک دشمنات دربه در خوشیهات هزاربرابر عزیزدلم امسال بیشتر شهرهای ایران همراه بودبا برف و باران.شهرماهم از شب قبلش بارون شدیدی بود.ناهار رو بابا توی پارکینگ روی منقل کباب درست کرد هرچندشما نخوردی.خیلی هم مزه داد.عصرخداروشکر هوا یهو آفتابی شد و مردم زدن بیرون.حتی عمه حدیث ایناکه دلیجان بودن رفته بودن جاسب برف اومد حرکت کردن طرف رشت. عصر ماهمراه مادرجون و عموآرمین وعمو امیر اینا و عمه و سارینا رفتیم طرف امامزاده هاشم خیلی سرد بود کمی موندیم و هله هوله خوردیم وشماهم با مونوپاد آبجی سارینا کلی سلفی گرفتی. الهی که صدسال ...
15 فروردين 1395

افتتاحیه پیاده راه شهرداری رشت11-1-95

وبازهم سلام به هدهدخونه ی من الهی که تنت سالم و لبت خندون باشه عزیزدل مادر میدونم این روزها تند تند میام برات پست میزارم؛آخه خیلی وقت کم میارم به گذاشتن عکس هات برای یادگاری بسنده میکنم.دلم میخواد از خاطرات خوبت برات بزارم تا باخوندنش شاد بشی. حدودشش ماهی بود که شهردارجدید مسیر اطراف  شهرداری که بناهای قدیمی وقدمت تاریخی داره بست و خیابونهاش رو سنگ فرش کرده.قول داده بود تاعید افتتاح بشه.روز موعد فرارسیدو شد یازدهم فروردین بابا عصر کاربود شیفتش رو عوض کرد و عصر باهم رفتیم شهردار.کلی شلوغ بود و از بازیگران و افراد معروف هم همه اونجا بودن.کمی قدم زدیم وبادسردیهم د...
12 فروردين 1395

جشن نوروز بلوار انزلی و بزرگترین عروسک عمونورزو10-1-95

سلام به پسر ناز خونه ی ما جونم برات بگه همونطوری که برات قبلا گفتم عید امسال همش بارون بود و ما جای خاصی نرفتیم,بعدتعطیلات هم باباعصر کار بود غروب که از اداره اومد گفت بریم انزلی؛موقع رفتن باز بارون میبارید وگفتیم اونجاهم حتما بارونه چه فایده داره بریم.خلاصه وسط های راه بارون بند اومد رسیدیم بلوار دیدیم صدای مویک میاد اول یه دوری بلوارزدیم بعد رفتیم شهرداری انزلی (همون حافظیه)جشن بود.خداییش خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصا با بزرگترین عروسک عمونوروز که کلی دل مسافرا شاد شده بود.دستشون درد نکنه دل ماهم شاد شدبعد مدتها حالا بریم سراغ چند عکس ...
11 فروردين 1395

ششم فروردین بام سبز لاهیجان

چه کسی گفته هرسال دوازده ماه دارد...؟ هرسال یک ماه دارد آن هم تو..... دوباره سلام به عزیزدلم جمعه گفتی بریم قصر بازی لاهیجان چون از طرفی خیلی ناراحت بودی امسال مسافرت نرفتیم؛عمه حدیث و عمو امین و داداش سینا اینا رفته بودن به طرف دلیجان بعد شیرازکلی وسوسه شدی و حتی خونه سارینااینا گریه کردی امابعد آروم شدی.خلاصه مسیرخیلی شلوغ بودبه خاطرمسافرها.پارکینگ هم که جانبود و با زحمت پارک کردیم اما عوضش بهت کلی خوش گذشت و کلی ماشین برقی سوارشدی.موقع برگشت هم غذای مورد علاقت الویه خوردیم حالابریم سراغ عکسای خوشکلت د...
6 فروردين 1395

چهارم فروردین95داهات

بهار پیش از آنکه حادثه ای در طبیعت باشد حادثه ایست در قلب آدمی سلام به حنان جونم امیدوارم سالی پراز خوشی و موفقیت داشته باشی,سه روز اول سال جدید رو خونه بودیم و یه شب عمو امیر و عمه حدیث اینا اومدن وپذیرایی کردیم همش بارون بود وبابا میگفت بهتره استراحت کنیم خسته ام. ماهم توی خونه خودمون رو مشغول کردیم. روزچهارم رفتیم داهات.هواآفتابی و عالی بود.مامانی هم فسنجونی درست کرده بود خوشمزه حالابریم سراغ چندتا عکس دلت بهاری عزیزدل ...
4 فروردين 1395

عید95

هرعید توراغرق صفا میخواهم هرروز تورا کامروامیخواهم از بهرتو هرکه تورادارد دوست آرامش خاطر از خدامیخواهم لحظه تحویل سال ساعت 8 و12 ثانیه صبح تنها خداست که میداند "بهترین" در زندگیت چگونه معنا پیدامیکند من آن بهترین رابرایت آرزو دارم حنان گلم سال جدید 95 رو بهت تبریک میگم و برات آرزوهای خوب دارم موفق تر از پیش باشی عشق مامان ناهار روز عیدمون.سبزی پلو ماهی این عکسو که روز تولد ده سالگی برات  آتلیه گرفته بودیم دادیم رو شاسی برات درست کردن واما موقع سال تحویل این یه نامه برای من و یکی برای بابا نوشتی...
1 فروردين 1395

واپسین روزهای سال94

سلام به روی ماه پسر گلم بازهم اومدم با کمی از عکس ها و خاطراتت,سال 94 هم داره آخرین نفس هاشو میزنه ,بد یا خوب خداروشکر به سلامتی گذشت. سختی ها و مشکلاتش زیاد بود.شما پسر نازم همش در تلاش بودی مدرسه میرفتی و کلاس و شنا رفتی و کلاس های زبان و از ورزش ژیمناستیک به تکواندو کسب موفقیت های عالی,امیدوارم تنت همیشه سلامت باشه آرزوی من اول سلامتی و بعد رسیدن به آرزوهای قشنگته. حالا چند تا عکس درادامه چند وقتی بود هی به بابا میگفتم ببریمت دندانپزشکی چون فکت کوچیکه و جابرای دندونهای جدیدت نداره.دکتر معاینه کرد و عکس نوشت برای ارتو دنس ببینه و نظر بده.موند برای اون طرف سال تو این شبه...
29 اسفند 1394